نمیدونم بعد این همه مدت کسی هنوز من و زندگیمو یادشه یا نه...
یکسال از اخرین پستم گذشته و امروز بعد مدت ها دلم برای همه چیز تنگ شد... و وقتی اومدم پیام های شما خوشگلامو دیدم ک چقدر نگرانم بودین.... عشقای من زندگی عاشقونه و زیبای ما با از دست دادن مرد زندگیم برای همیشه به اخرش رسید!
فرشته ی نگهبان زندگیم به آسمون پرکشید...
تموم این مدت من اصلا حال مساعدی نداشتم و دیگه انگیزه ای برای نوشتن نبود...
زندگی من با زلزله ی 10 ریشتری ویران شد و حالا بعد گذشت یکسال دوباره تونستم از نو بسازم...یه زن تنها و مستقل که قوی بودن توی خونشه توی تک تک سلول های بدنشه و هیچ وقت قرار نیست تسلیم بشه!
نمیخوام از جزعیات بگم و این پست هم صرفا جهت این بود که اگر کسی هنوز منو یادشه بدونه ک حالم خوبه این روزها....
این قصه به اخرش رسید
اما این عشق تا ابد زنده میمونه و نمیمیره!
نوشته شده در شنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۹ساعت 14:42به قلم ★miss_p★| |
برچسب:
نویسنده: کیان هاشمی